ارگونومی - Ergonomics

ارگونومی Ergonomics

1 ستاره2 ستاره3 ستاره4 ستاره5 ستاره (به این مطلب امتیاز دهید!)
Loading...

ارگونومی Ergonomics

مقدمه :
گسترش واحدهاي صنعتي ، توليدي و خدماتي و توليد محصولات جديد و متنوع ، فرآيندي است كه در جهت ارتقاء سطح كيفي زندگي و بهره گيري هر چه بيشتر مردم از فن آوريهاي نوين، توانسته است گام موثري رابرداردوليكن درانجام فعاليتهايي كه درقالب صنعت مي گنجد بالطبع عوامل زيان آوري وجود دارد كه سلامت كاربران را تهديد مي كند . بديهي است شاغلين در هر حرفه و صنعتي به عنوان نيروهاي فعال و مؤثر در امر توليد و بهره بريمحسوب مي شوند لذا كارفرمايان بايد به طور خاصي به سلامت كاربران و ايجاد فضاي مناسب با ويژگيهاي جسمي و روحي افراد بيانديشند .
در دنياي كنوني علوم مختلف بخش عمده اي از مشكلات افراد را در سيستمهاي كاري گوناگون حل كرده است و در اين راستا نيز علوم و فنوني وجود دارند كه از زواياي مختلف ، سلامت و بهداشت شاغلين و همچنين كارآيي آنها را مورد بررسي و تجزيه و تحليل قرارمي دهند ، يكي از اين علوم ، ارگونومي يا مهندسي فاكتورهاي انسانياست .
ارگونومي چيست؟

ارگونومي علمي است كه از تطابق هر چه بيشتر كار با كاربر سخن مي گويد .با توجه به دامنه وسيع ارگونومي ، تعاريف گوناگوني براي اين علم ارائه شده است كه البته مفاهيم اصلي تمامي

تعاريف مشابه مي باشد از جمله :
١ ارگونومي علمي است كه انسان و تعامل آنرا با محصولات ، توليدات ، تجهيزات ، امكانات ، روشها ومحيط (كارو زندگي ) مورد مطالعه قرار مي دهد و عليرغم علوم فني مهندسي ( كه عمومًا به تكنيك ها و فنون مي پردازد )به انسان و طراحي وسايل براي افراد تاكيد دارد .
٢ ارگونومي مطالعه علمي افراد ( شامل خصوصيات ، عادات ، محدوديتها ) و كار آنها( فعاليتهاي جسمي و فكري در ارتباط با كار و توليد و يا فعاليت روزانه ) مي باشد .
٣ ارگونومي علم و تكنيكي است كه به آناليز مسائل شاغلين در محيطهاي كار و زندگي آنها پرداخته و سعي در تجزيه و تحليل ارتباط ها و شرايط و وضعيتهاي زندگي و تطابق آنها با نيازها و قابليتهاي انسان دارد .
٤ ارگونومي علم مطالعه انسانها در حين كاربري و درك ارتباطات پيچيده ميان افراد و جنبه هاي فيزيكي و روان شناختي محيط كار، نيازهاي شغلي و روشهاي كار مي باشد .
٥ ارگونومي علم اصلاح و بهينه سازي محيط ، مشاغل و تجهيزات و تطابق آنها با قابليتها و محدوديتهاي انسان ميباشد و دو هدف عمده يعني ارتقاء سطح بهداشت و افزايش بهره وري را دنبال مي كند .
مروري بر پژوهشهاي صورت گرفته:
مي گويد : كارفرمايان سالانه ٢٠ ميليون دلار صرف هزينه هاي غرامت صدمات و بيماريهاي « niosh » ارگونوميكي كارگران مي كنند به خوبي ثابت شده است كه يك برنامة جایگاه ارگونومي مؤثر مي تواند به شركتها در
١) در يك مطالعة منتشر شده )( G.A.O ) كاهش هزينه هاي غرامت كارگران شان كمك كند . اداره آمار عمومي
1 – General Accounting Office.

در سال ١٩٩٧ دريافت كه محدوده كاهش هزينه هاي غرامت كارگران در رابطه با ارگونومي براي پنج شغل موردآزمايش ، پس از اينكه آنها يك برنامه ارگونومي اجرا كردند ، ٣٥ تا ٩١ درصد بوده است و روي هم رفته آن پنج( ٣ ميليون دلار كمتر براي هزينه هاي غرامت كارگران در رابطه با ارگونومي مي پردازند . ( ٢ / كمپاني سالانه ٧اختلالات اسكلتي يكي از بزرگترين مشكلات بهداشت حرفه اي در كشورهاي صنعتي است . بر طبق آمار سال ١٩٩٦ نسبت بيماريهاي عضلاني به كل بيماريهاي حرفه اي در فنلاند ٣١ درصد و در ايالات متحده ٤٤ درصد بوده است .( ٣)
در اين بسته ارگونومی مباحث گوناگوني مطرح مي شود . براي نمونه مي توان به چند مورد زير اشاره كرد:
۱- ارزيابي كارآيي افراد به كمك مطالعات و بررسيهاي فيزيولوژيك .
۲- بررسي فعاليت اندامها در حين كار از ديدگاه اصولي بيومكانيك .
٣- مطالعه زمانهاي كار و استراحت .
٤- بررسي ارتباط متقابل بين انسان و محيط كار .
۵- آناليز كار .
۶- آنتروپومتري و طراحي هاي آنتروپومتريك .
۷- طراحي ايستگاههاي كار به تجهيزات و ابزارهاي دستي .
٨- بررسي تاثيرات شرايط محيط كار بر عملكرد دستگاههاي مختلف بدن .
۹- آناليز سيستم انسان ماشين .
۱۰ – ارزيابي كار و سازمان و روابط بين افراد .
۱۱ – طراحي عوامل فيزيكي در ايستگاههاي كار .
۱۲ – بررسي ميزان خستگي ناشي از كار .
مهندسي فاكتورهاي انساني علمي است چند نظامه و انسان محور كه دو هدف كلي را دنبال مي كند :
الف ) ايمني و بهداشت . ب ) توليد و بهره وري .
در حقيقت در عين حال كه به انسان هم از ديدگاه مسائل جسمي و هم رواني و فكري توجه خاصي دارد به كارآييافراد در جهت توليد و بهره وري بيشتر مي انديشد و به بيان ديگر كاربرد اصول ارگونومي تنها به كارگران محدودنمي شود بلكه منافع آن به طور معني داري متوجه كارفرمايان نيز مي باشد و مشاهدات و مطالعات و سنجشهاي انجامشده در مورد ميزان افزايش بهره وري ، توليد بيشتر، كاهش زمانهاي مطرح در ارگونومي بيانگراين است كه تمامي فعاليتهاي شغلي به نوعي كارگران را در معرض درجاتي از فشارهاي جسمي و روحي قرار مي دهد بديهي است اين
2 – Occupational Health & Safety, August 1989, NO 192.
3 – Arqs. A, Westgard. Rh , and Strandew . E ,1988. Postural, Load and Muscular Injury in Occupational Work
Situation Ergnomics .

دسته از تنشها بايد در حدودي نگهداشته شوند كه انجام فعاليتهاي حرفه اي ، رضايت بخش بوده و بهداشت وسلامت شاغلين تهديد نگردد چنانچه تنشهاي مذكور بيش از حد فيزيولوژيك و تحمل شاغلين باشد ، افزايش ميزان خطاها ، حوادث و بيماريهاي مختلف ( مثل سردرد ، ناراحتي و درد چشمها ، عوارض و آسيب هاي مزمن ستون
١) ، آسيبهاي ناشي از استرسهاي تكراري و )( CTD ) فقرات و ماهيچه ها صدمات ناشي از تروماهاي تجمعي
٢) ، رخ خواهد داد . )( RMA ) ناراحتي هاي ناشي از حركات ظريف تكراري
هدف يك برنامه ارگونومي شغلي مهيا كردن محيطي ايمن از طريق طراحي و تطابق امكانات ، تجهيزات ، ماشين آلات ، ابزارها و نيازهاي شغلي با ويژگيهاي شاغلين (مثل ابعاد بدني ، قدرت ، توان هوازي ، قابليت پردازش اطلاعات ) درسطح انتظارات آنها مي باشد . يك برنامه موفق ارگونومي مي تواند به طور همزمان سطح بهره وري و
سلامت نيروي كار را ارتقاء بخشد .
ارگونومي علمي چند نظامه است كه در چهار حيطه زير فعاليت دارد :

الف ) مهندسي انساني
ب ) فيزيولوژي كار
ج ) بيومكانيك شغلي
د ) آنتروپومتري

در حيطه اول يعني مهندسي انساني كه در برخي از منابع از آن به عنوان روانشناسي مهندسي ياد مي شود و به نوعي زير گروه ارگونومي محسوب مي گردد . جنبه مالي پرورش اطلاعات مرتبط با كار مورد بررسي قرار مي گيرد .
از ديدگاه ايمني و بهداشت حرفه اي اين بعد از ارگونومي ، طراحي روشهاي كار با هدف كاهش حوادث ناشي ازخطاهاي انساني را شامل مي شود . در حيطه دوم كه زير گروه ديگري براي ارگونومي محسوب مي شود ، تبادلاتانرژي و متابوليسم بدن مطرح مي شوند ، مفاهيم خستگي ، بررسي كارهاي استاتيك و ديناميك و رژيمهاي كار استراحت از ديدگاه فيزيولوژي كار مورد بررسي قرار مي گيرد .
از ديدگاه بيومكانيك شغلي مي توان حركات اندامها و اعمال نيرو را در بافتهاي مختلف بدن تجزيه و تحليل كرد .
در امور حمل بار با معادلات بيومكانيكي ميتوان فشارهاي وارده بر ستون مهره ها را مورد سنجش قرار داد . بالطبع به كمك اين معادلات مي توان الگوها و ابعاد مناسب ايستگاههاي كار را با هدف كاهش فشارهاي مكانيكي خارجيبر بدن بدست آورد .

آنتروپومتري كه از زير گروههاي ديگر ارگونومي مي باشد ، به سنجش ابعاد فيزيكي بدن و كاربرد داده هاي ابعادي در اصلاح شرايط فيزيكي ايستگاههاي كار مي پردازد و از آنجايي كه يكي از دلايل فشارهاي وارده بر اندامها عدم

تطابق ابعاد محل كار با ويژگيهاي ابعادي بدن كاربر مي باشد از اين رو داده هاي آنتروپومتريك را مي توان به طور موثري در طراحي تجهيزات ، ايستگاههاي كار ، ابزار آلات و محصولات به كاربرد .
(1) Cumulative Truma Disorders.
(2) Rapidly Motion Activity.

بديهي است ارگونومي با دامنه عملكرد وسيعي كه به خود اختصاص داده است مي تواند ابزار مناسبي جهت استفاده مهندسين ، طراحان ، مديران توليد و دست اندركاران امور بهداشت ، ايمني و طب تلقي گردد . مسلم است كه انجام فعاليتهاي بدني حتي اگر در محيطي اتفاق افتد كه هيچگونه عوامل مخاطره آميزي چون صدا ، ارتعاش ، پرتوهاي يونيزان آلاينده هاي هوا و … وجود نداشته باشد مي توان به خودي خود مشكل آفرين باشد .
به طور كلي در علم ارگونومي كارهاي فيزيكي به دو دسته تقسيم مي شوند :
١ كارديناميكي :
در اين كار، گروهي از عضلات درگير بوده و نياز به مصرف انرژي ( اكسيژن و گلوكز ) در اين قبيل كارها زياداست زيرا ماهيچه ها دائمًا در حال انقباض و انبساط هستند .
٢ كار استاتيكي :
در اين كار، گروهي از عضلات در يك حالت ثابت درگير كار مي شوند ، چنانچه يك ماهيچه در زمان طولاني تحت تاثير يك نيروي خارجي دچار انقباض شده و در عين حال هيچ يك از اعضاء ( اجزاي ) آن حركتي نداشته
باشد از آن به عنوان يك فشار استاتيكي نام برده مي شود .
در كار ديناميكي فعاليت عضلات و انقباض و انبساط آنها ، سبب خونرساني سريع شده و با وقفه اي همراه نمي شود بهمين دليل در كار ديناميكي نسبت به كار استاتيكي خستگي كمتري مشاهده مي شود بنابراين در كارهاي استاتيكي ماهيچه ها به سرعت به خستگي ميرسند . به همين جهت سعي ميشود كه كارهاي استاتيكي به كارهاي ديناميكي تبديل شوند.
• پس بايد بهترين حالت را براي قرار گرفتن بدن در هنگام كار تعيين نمود :
در انجام تمام كارهايي كه نيازمند به حركات بدن و يا بازوان و يا مستلزم صرف نيروي زياد مي باشد كار فقط به طور ايستاده انجام مي شود . زيرا به كمك حركات و استقرار مناسب بدن انجام كارساده ترمي گردد .
بسياري از كارها نيز با حركات ملايم دست ، مشاهده دقيق دارند كه بهترين حالت انجام آن كار به صورت نشسته است البته با استفاده از صندليهاي مناسب و استاندارد .
از نظر فيزيكي معمو ً لا كار به صورت نشسته ترجيح داده مي شود ، زيرا در اين حالت فشار كمتري به بدن وارد ميگردد . هنگام كار به صورت ايستاده خون در پاها جمع شده و گردش خون دچار اختلال مي شود كه پيامد آن بيماري واريس مي باشد همچنين نشستن مداوم و طولاني نيز گردش خون را كند مي كند و موجب سوء هاضمه ميشود . بهترين راه آن است كه گاهي به صورت نشسته و گاهي به صورت ايستاده به كار پرداخته شود .
تأثير كار استاتيك :
در كار استاتيك بسته به ميزان نيروي اعمال شده جريان خون محدود مي شود ، چنانچه از ٦٠ درصد توان ماكزيمم عضله كار بكشيم جريان خون كام ً لا قطع مي شود اما در فشارهاي كمتر كمي گردش خون وجود خواهد

داشت زماني كه كار و فشار روي عضله به حد ٢٠ ١٥ درصد ماكزيمم آن برسد ، جريان خون در آن طبيعي خواهد بود .بديهي است كه هر چه نيروي اعمال شده بيشتر باشد ظهور خستگي ماهيچه در كار استاتيك نيز سريعتر مي گردد .
اين را مي توان بر حسب ارتباط بين دوره اي از انقباض حداكثر عضله و نيروي اعمال شده بيان نمود . حتي كاراستاتيك متوسط هم ، باعث خستگي موضعي شده ، در صورت امكان و تكرار روزانه مي تواند در مفاصل ،عضلات ، تاندونها و ساير اعضا ديگر ، ايجاد مشكل نمايد . تمامي اين ضايعات مزمن و حاد را معمو ً لا و به طور مي گويند . Musculoskeletal Disorder خلاصه

ضايعات اسكلتي عضلاني

مطالعات تجربي و آزمايشگاهي نشان داده است كه كارهاي استاتيك معمو ً لا با ريسك بالايي از موارد زير همراه است :
١ آماس مفاصل در استرسهاي مكانيكي .
٢ التهاب و ورم غلاف تاندونها .
٣ ورم محل اتصال تاندونها .
٤ علايم آرتروز ( تحليل شديد در مفاصل ) .
٥ اسپاسم هاي دردناك عضله .
٦ ناراحتيهاي ديسك بين مهره اي .

كار در وضعيت نشسته :

در وضعيت نشسته بسته به نوع صندلي و فعاليت طبعًا انرژي كمتري نسبت به حالت ايستاده مصرف خواهد شد و ماهميشه سعي مي كنيم كه مشاغل ايستاده را به نيمه نشسته و نشسته تبديل كنيم . در حالت نشسته تعداد عضلات درگير حفظ تعادل ، بدن كاهش مي يابد از طرف ديگر سطح اتكاء بدن با صندلي افزايش يافته ، تمركز قواء و ميدان ديد نيز در وضعيت نشسته در حفظ تعادل بدن اهميت دارد . حداكثر سرعت در كار دستي هنگامي است كه دستها در جلوي بدن و بازوها در طرفين و با زاويه مناسب قرار گيرند . از آنجايي كه ممكن است كار به صورت دقيق دو دستي صورت بگيرد . ارتفاع سطح ميز كار بايد به گونه اي باشد كه فاصله مناسب بينايي رعايت گردد يعني ارتفاع كار آن قدر بالا بيايد تا در حالتي كه بدن در وضعيت طبيعي قرار گرفته ، فرد بتواند به راحتي شيء مورد نظر را ببيند و در زماني كه انجام كار نياز به نيروي بزرگي داشته و حركات جنبي كار زياد باشد ، پائين بودن 74 باعث مي شود كه افراد با استفاده از يك صندلي قابل تنظيم – 78 cm سطح كار الزامي است . ارتفاع ميز بين و زير پائي مناسب ، شرايط قابل تطبيقي را براي خود فراهم آورد .
نقاط قوت و ضعف كار نشسته :
• مزاياي كار نشسته به شرح زير است :
١ حذف وزن پا .
٢ اجتناب از وضعيتهاي غيرطبيعي بدن .
٣ كاهش صرف انرژي .
٤ كاهش اعمال فشار بر روي سيستم گردش خون .
زيبا نشستن :
در بسياري از موارد نشستن ، راحت تر از ايستادن است ولي در هر صورت هنگام ايستادن و يا راه رفتن كمر دروضعيت راحت تري نسبت به حالت نشسته قرار دارد .
هنگام ايستادن مركز ثقل دقيقًا در مركز بدن قرار مي گيرد و بدن حالت تعادل مي يابد ولي بدليل اينكه در هنگام نشستن مركز ثقل بدن از قسمت مركزي به بالاي تنه تغيير مي يابد ، در حالت نشسته نيروي ماهيچه اي بيشتر صرف مي شود . اگر در حالت نشسته حدودًا ١٠ درجه رو به جلو خم شويم ميزان فشار روي ماهيچه هاي كمر دو برابر ميشود .
مي توان گفت نشستن به خصوص نشستن پشت يك ميز ، يك مهارت است . بهترين حالت نشستن پشت يك ميز ،نزديك نشستن به ميز است به طوري كه ناحيه پشت بدن ، محكم به پشت صندلي چسبيده باشد و پاها نيز بر رويزمين و يا زيرپايي قرار گرفته باشند . در هنگام نشستن بايد سر را كام ً لا راست و كمي رو به جلو نگاه داشت ، شانهها بايد افتاده و نبايد قوز كرد . براي ايجاد يك وضعيت بدني متعادل در هنگام كار بهتر است كه آرنجها را به بدن 5 پائين تر از لبه ميز قرار دهيم . cm نزديك كرد و حدودًا همچنين خوب است مكررًا تكيه گاه بدن را برروي پشتي صندلي ، دسته صندلي و ميز تغيير دهيم . شكم بايد به صورتي به ميز بچسبد كه كمر خم نشده باشد . وضعيت پاها نيز بايد مورد توجه قرار بگيرد به عنوان مثال بايد مكان
٦٠ نيز براي آزادي cm كافي براي دراز كردن پاها در زير ميز وجود داشته باشد . علاوه بر اين عرض حدود تحرك پاها بايد در نظر گرفته شود . قبل از خريد يك صندلي بايد اين مسئله كه آيا چرخها به ما كمك خواهند كرد يا ممكن است مانعي در جهت انجام كار باشند ، تصميم گيري شود . تصميم مشابهي نيز بايد در مورد دسته صندلي انجام شود زيرا ممكن است در انجام كار مانعي پديد آورد . قطعه پشت سري صندلي را نيز بعضي از افراد مي پسندند و گروهي نيز آن را دوست ندارند . پس از خريد صندلي نحوه تنظيم آن بسيار مهم است . تغيير در وضعيت نشستن نيز مهم است و بهتر است پس از مدتي ايستاد. زيرا هنگام ايستادن فشار داخلي ديسكهاي بين مهره اي ، كاهش پيدا مي كند .
بايد اين نكته را هميشه به خاطر داشت كه اگر فردي مدت زيادي در هر گونه وضعيت ثابت باقي بماند اين حالت ،فشار زيادي به بدن وي وارد مي كند .
ارتفاع كار در حالت ايستاده :
ارتفاع كار اهميت ويژه اي در طراحي محيط دارد چنانچه ، كار بلند باشد دست براي جبران اين وضعيت بالا قرار مي گيرد كه اين خود باعث درد ناحيه گردن و شانه ها خواهد شد . پائين بردن ارتفاع ميز باعث بهم خوردن وضعيت تعادلي فرد ، خم شدن فرد و نهايتًا كمر درد ميشود بنابراين بايد ارتفاع كار به گونه اي متناسب با ارتفاع بدن شخص طراحي شود .
٥٠ ميليمتري زير ارتفاع آرنج مي باشد ، متوسط – بهترين ارتفاع براي انجام كار در حالت ايستاده در فاصله ١٠٠ 1050 براي mm (. ارتفاع آرنج ( فاصله آرنج از زمين در حالتي كه بازو به زمين عمود بوده و آرنج خم شده است 830 براي – 930 mm ٩٥٠ ميلي متر براي مردها و – 980 براي زنان مي باشد بنابراين گستره ١٠٠ mm مردان وزنان پيشنهاد شده است . علاوه بر ابعاد آنتروپومتريكي به طبيعت كار نيز ميتوان توجه داشت.
توصيه هاي گراندجان ( ١٩٨١ ) در مورد ارتفاع سطح انجام كار به قرار زير است :
١ در كارهاي ظريف و حساس مي توان از يك نگهدارنده آرنج (حايل) براي كاهش بار استاتيك بر روي عضلات 50 – 100 mm كمك گرفت تا دردهاي پشت به حداقل برسد . دركار سبك ارتفاع مناسب كار در حدود
بالاي آرنج مي باشد .
٢ در كارهاي دستي سبك فرد نياز به فضايي براي در دست گرفتن و جابجا كردن ابزار ، مواد و ظروف مختلف در 50 پائين تر از آرنج باشد . – 100 mm اطراف خود دارد كه در اين حالت بهتر است ارتفاع كار 150-400 پائين تر از ارتفاع mm ٣ اگر در كار ايستاده نياز به نيروي بدني زيادي باشد ، (كارهاي سنگين) ارتفاع پيشنهاد مي گردد .
وضعيت ايستاده استاندارد :
فرد به طور مستقيم و كشيده ايستاده است . خود را تا حداكثر ارتفاع بدن بالا مي كشد و مستقيم به طرف جلو نگاه مي كند . در اين حالت شانه ها آزاد است و دستها در كنار بدن آويزانند در اين وضعيت فرد بايد از ديوار يا سطح اندازه گيري فاصله داشته باشد و به آن تكيه نكند . البته نشستن طولاني باعث شل شدن عضلات شكمي و كج شدن ستون مهره ها مي شود كه اين امر براي ارگانهاي تنفسي و گوارشي بسيار بد خواهد بود . مشكل اصلي در حالت نشستن ، ستون مهره ها مي باشد يعني بيشترين مشكل در كار نشسته مربوط به ستون مهره ها و عضلات پشتي است كه در بسياري از وضعيت هاي نشسته راحت نيستند و به طرق مختلف دچار استرس و فشار مي گردند .
وضعيت نشسته استاندارد :
فردي به طور مستقيم و كشيده بر روي يك سطح افقي نشسته ، بدن خود را تا حداكثر ارتفاع بالا مي كشد و مستقيم به طرف جلو نگاه مي كند ( يا سر او طوري جهت داده شده كه صفحه به طور افقي قرار گرفته ) شانه در وضعيت آزاد است بازوها به طور عمودي آويزان و ساعد در حالت افقي قرار مي گيرند ( زاويه ساعد و بازو ٩٠ درجه است ) ارتفاع سطح نشيمنگاه طوري تنظيم مي شود ( يا تكيه گاههايي در زير پاي فرد قرار داده مي شود ) كه رانها در حالت افقي و ساقها به طور عمودي قرار گيرند .
كار در وضعيت ايستاده :
در شغل هايي كه كار به صورت ايستاده انجام مي گيرد ، ارتفاع قلب از زمين نقش مهمي در بازگشت خون به قلب خواهد داشت در نتيجه خستگي زودرس در اندام تحتاني بروز خواهد كرد و تاثير بسزايي در وقت و راندمان كار خواهد داشت . تعداد ضربان قلب رابطه نزديكي با تعداد تنفس در دقيقه دارد و اكسيژن گيري توسط ريه ، رابطه تنگاتنگ با وضعيت آناتومي بدن فرد نيز دارد در حالتي كه شخص ايستاده كار مي كند.
اگر ارتفاع ميز بيش از حد كوتاه باشد و فرد خم شود ، علاوه بر مصرف انرژي زيا د ، براي كنترل بدن اين وضعيت، باعث لطمه زدن به حجم اكسيژن شده و در نتيجه خستگي زودرس ، عدم دقت در كار و ضايعات اسكلتي به همراهدارد .
ايستگاههاي كاري نشسته و ايستاده توأم :
از نقطه نظر ارتوپدي و فيزيولوژيكي محيط كاري كه اجازه بلند شدن و نشستن به كارگر بدهد بسيار متناسب است . احتمال نگهداشتن ابزار در وضعيت نشسته به حالت ايستاده كمتر است . ايستادن و نشستن بر روي عضلات مختلف استرسهاي گوناگون را اعمال مي نمايد . از اين رو كار متنوع و متغير ، وضعيت ايستاده به نشسته و بالعكس باعث رفع خستگي و بهتر رسيدن مواد مغذي به ديسكهاي بين مهره اي خواهد شد .
به طور كلي وضعيتهاي بدني نشسته ، ايستاده و يا نشسته ايستاده بسته به تناسب نوع كار بررسي مي شود :
اگر بلندكردن و حمل و نقل پياپي اشياء سنگين ضروري است ، وضعيت ايستاده برتري دارد . البته وضعيت نشسته  ايستاده مي تواند بعنوان گزينه ديگر انتخاب شود .
در بسته بندي يا كارهاي ديگري كه در آنها اشياء و قطعه هايي بايد در زير ارتفاع آرنج در راستاي قائم جابجا شوند وضعيت ايستاده يا نشسته ، ايستاده برتري دارد . در اين زمينه وضعيت نشسته امكان پذير نيست زيرا در اينگونه كارها دستها به سمت پائين حركت مي كنند و نمي توان سطح ميز كار را بدون اينكه با فضاي مورد نياز پاهاي اپراتور تداخل كند در ارتفاعي كه به اندازه كافي پائين است ، قرار داد .
اگر در انجام كار لازم باشد كه اپراتور دست خود را در جهت هاي گوناگون دراز كند وضعيت ايستاده يا نشسته ايستاده برتري دارد . بدين ترتيب ، اپراتور به راحتي مي تواند به محل مورد نظر خود دسترسي داشته باشد .
در صنعت مونتاژ قطعه هاي سبك همراه با حركتهاي تكراري ، كار رايجي است . در اين مورد وضعيت نشسته توصيه مي شود . براي انجام اينگونه كارها ميزي مورد نياز است كه به روي آن قطعه ها ، بسته ها و ديگر وسايل قرارمي گيرند . اپراتور مي تواند در هنگام خستگي ناشي از حركتهاي تكراري ، براي تنش زدايي فيزيكي به عنوان تكيه گاه از آن استفاده نمايد .
در كارهاي ظريف دستي ، اپراتور نيازمند تكيه گاهي است كه در زير ساعد قرار گيرد ، از اين رو وضعيت نشسته برتري دارد .
در وضعيت نشسته ، بازرسي چشمي و نظارت به بهترين شكل خود انجام مي گيرد . وضعيت نشسته ، امكان تمركز فكر را بهتر از وضعيت ايستاده فراهم مي سازد .
اگر وظيفه از چند قسمت گوناگون تشكيل شده باشد افزون بر آن ، حركت به پيرامون را نيز ايجاد مي نمايد ، وضعيت نشسته ايستاده مي تواند برتري داشته باشد . زيرا در اينصورت ، اپراتور ناچار خواهد بود كه مدام از
صندلي خود برخاسته و دوباره بنشيند .
از نظر ارگونوميكي شرايط استاندارد براي ميز و صندلي براي كار نشسته به شرح زير است:
١ ارتفاع ميز كار بايد چند سانتي متر پائين تر از آرنج باشد .
٢ ميز كار مقاومت كافي براي حركت دست روي آن را داشته باشد . 64 باشد . cm 61 و براي مردان cm ٣ ارتفاع ميز كار يعني پايه هاي ميز براي زنان

آنتروپومتري :

نظر به اينكه در وضعيتهاي طبيعي بدن، تنه، بازوان و پاها درگير كار استاتيك نمي شوند و حركات طبيعي يكي از بهترين بخشها در انجام كار با راندمان بالا تلقي مي گردند لذا بايد محيط كار را بگونه اي طراحي نمود تا با ابعاد
بدن كارگر كام ً لا تطبيق داشته باشد. در چنين وضعيتي داشتن اين ابعاد جهت طراحي محيطهاي كاري اهميت كلمه اي Anthropometry بسزايي داشته و پاسخگويي اين نياز مهم، دانش آنتروپومتري مي باشد.

آنتروپومتري به معني سنجش تشكيل شده است. metery به معني انسان و Antropo يوناني كه از دو واژه به طور كلي اندازه گيري ابعاد بدن در دو وضعيت صورت مي گيرد:
١ وضعيت ساكن (ثابت)
در اين وضعيت اندازه گيري بدن در حالتي صورت مي گيرد كه بدن هيچ حركتي نداشته و اين اندازه گيري را اصطلاحًا آنتروپومتري استاتيك گويند.
٢ وضعيت تحرك
در اين وضعيت اندازه گيري ابعاد بدن در حالتي كه بدن در حال حركت مي باشد، صورت خواهد گرفت كه اندازه گيري به نام آنتروپومتري ديناميك گويند.
به طور كلي آنتروپومتري شامل اندازه گيري اندازه هاي مختلف از طول بدن، وزن، حجم اندامها، فضاي حركتي و زواياي حركتي هر يك از اين اندازه ها بوده و در نهايت تهيه آمار و اطلاعات منتج از آن در تعيين شكل و اندازه ابزار و وسايلي است كه در محيط كار مورد استفاده اين افراد قرار مي گيرد.
تعريف ابعاد آنتروپومتريكي :
كاملترين مرجع آنتروپومتريكي بوسيله سازمان هوانوردي و فضايي امريكا (ناسا ١٩٧٨ ) منتشر شده است . برخي از ابعاد آنتروپومتريكي داراي نامهاي لاتين هستند زيرا به زوايد استخواني و پيش آمدگي آنها باز مي گردد. داده هاي آنتروپومتريكي مربوط به جنس اختلافات زيادي را با يكديگر نشان مي دهند . در بسياري از ابعاد صدك پنجم مردان (مرد ريز نقش) تقريبا برابر صدك پنجاهم زنان (زن ميانه) است. تمامي ابعادي كه در اينجا معرفي مي شوند داراي كاربرد ويژه اي در زمينه توليد مي باشند. در مطالب زير شيوه هاي اندازه گيري و كاربرد اين ابعاد توضيح داده شده است:
١- ارتفاع آرنج: اين بعد در تعيين ارتفاع سطح ميز كار از اهميت ويژه اي برخوردار است.
٢- ارتفاع شانه: بلند كردن و حمل اشيايي كه در بالاي ارتفاع شانه قرار دارند دشوار است زيرا در اين كار عضله هاي ضعيف بكار گرفته مي شوند و از سوي ديگر، در چنين حالتي خطر رها شدن و سقوط اشياء نيز افزايش مي يابد.
٣- بلندي قد: از اين بعد در تعيين كمترين فضاي خالي بالاي سر به منظور جلوگيري از برخورد سر با مانع استفاده مي شود.
٤- طول كفل – زانو: فاصلة افقي از پشت كفل تا جلوي كاسة زانو.
٥- طول كفل – ركبي: فاصلة افقي از پشت كفل تا زاوية ركبي در پشت زانو جايي كه پشت ساق به ران متصل مي شود. اين بعد جهت حد دسترسي و حداكثر عمق قابل قبول براي سطح نشستگاه استفاده مي شود.
٦- ارتفاع ركبي: فاصلة عمودي از سطح زمين تا زاوية ركبي در سطح داخلي زانو جايي كه تاندون ماهيچة دو سر ران وارد ساق پا مي شود. كاربرد اين بعد در تعيين حداكثر ارتفاع قابل قبول سطح نشستگاه مهم است.
٧- فضاي مورد نياز رانها: ارتفاع آرنج در حالت نشسته و فضاي مورد نياز رانها عوامل تعيين كننده اي در ضخامت سطح رويي ميزكار و كشوي آن مي باشند.
٨- ارتفاع آرنج در حالت نشسته : فاصلة عمودي از سطح زمين تا زائدة اعلايي مربوط به زند زبرين . با استفاده از ارتفاع آرنج در حالت نشسته و ارتفاع ركبي مي توان ارتفاع ميز كار را تعيين نمود.
٩- ارتفاع چشم در حالت نشسته : نمايشگرهاي تصويري مي بايستي در زير خط افقي قرار گيرند كه ارتفاعي برابر با ارتفاع چشم در حالت نشسته دارد.
١٠ – ارتفاع نشسته : از اين بعد در تعيين فضاي عمودي مورد نياز براي وضعيت نشسته استفاده مي شود.
١١ – پهناي باسن : از اين بعد در تعيين پهناي صندليها و نيز تعيين ابعاد شكافها، روزنه ها و… كه كل بدن بايستي از آنها بگذرد استفاده مي شود.
١٢ – پهناي شانه : حداكثر پهناي افقي شانه ها كه در محل پيش آمدگي عضله هاي دالي شكل اندازه گيري مي شود. كاربرد اين بعد جهت تعيين فضاي لازم در سطح شانه هاست.
١٣ – ارتفاع كفل : فاصله عمودي از سطح زمين تا برجستگي بزرگ انتهاي ران.
استفاده از اطلاعات آنتروپومتريكي در صنعت :
در صنعت، طراحي از نقطه مرجع دست آغاز مي شود. محل استقرار ايده آل دست به نوع كاري كه انجام مي شود بستگي دارد. براي كارهاي سنگين دستي، ترجيحًا بايد دستها ٢٠ سانتيمتر زير ارتفاع آرنج واقع شوند، اما در كارهاي ظريف و دقيق كه دستها بر روي تكيه گاهي قرار مي گيرند، ارتفاع دستها مي بايستي ٥ سانتي متر بالاتر از ارتفاع آرنج باشند. بنابراين در طراحي پست كار، نخست لازم است كه در كار مورد نظر راحت ترين ارتفاع براي دستها تعيين شود سپس بقيه قسمتهاي بدن از پا تا سر با استفاده از اندازه هاي آنتروپومتريكي بايستي مورد نظر قرار گيرد.
با استفاده از شعار آنتروپومتري در طراحي مي توان توضيح داد كه چگونه اندازه هاي آنتروپومتريكي براي تعيين به گونه اي طراحي كنيد » : ابعاد و اندازه هاي پست كار مورد استفاده قرار مي گيرند. شعار آنتروپومتري در طراحي كه وسايل، تجهيزات و كنترلها در حد دسترسي كوچكترين فرد باشد. به گونه اي طراحي كنيد كه طرح بدست «. آمده با بزرگترين فرد تطبيق داشته و براي وي مناسب باشد اين اصول به اين نكته اشاره دارد كه فاصله هاي دسترسي بايد براساس ابعاد بدني افراد ريز نقش (صدك پنجم )
طراحي شوند، در حالي كه ابعاد فضاها براي جا گرفتن افراد بايستي براساس ابعاد بدن افراد درشت اندام (صدك نودوپنجم) تعيين و طراحي شوند.
دو روش براي جبران تفاوتهاي آنتروپومتريكي وجود دارد. اين دو شيوه عبارتند از:
١- استفاده از صندلي با ارتفاع قابل تنظيم همراه با تكيه گاه پا
٢- استفاده از صندلي و ميزي كه ارتفاع هر دو قابل تنظيم باشند.
هر دو روش موجب مي شوند كه حمايت از پاها امكان پذير و سطح ميز كار در ارتفاع آرنج واقع شود. فراهم كردن ميزي با ارتفاع قابل تنظيم بسيار گرانتر از تهيه تكيه گاه پا تمام خواهد شد اما قرار دادن پاها بر روي سطح زمين بسيار مناسب و آسانتر از قرار دادن آن برروي تكيه گاه است.
روند طراحي آنتروپومتريكي آنچه در ذيل بدان اشاره خواهد شد مراحلي است كه در طراحي آنتروپومتريكي و وسايل و تجهيزات مورد توجه قرار مي گيرد.
١- جمعيت استفاده كننده را مشخص كنيد. چه نوع داده هاي آنتروپومتريكي در اختيار است؟ آيا مي توان از داده هاي موجود براي جمعيت مورد نظر استفاده كرد؟
٢- گستره اي از صدكها كه بايستي در طراحي پست كار در نظر گرفته شوند را تعيين كنيد . اگر بيشترين بخش نيروي كار را مردان تشكيل مي دهند و زنان بخش كوچكي را در برمي گيرند (و برعكس) منطقي است كه طراحي براي جنسي صورت گيرد كه در اكثريت است.

شعار آنتروپومتري در طراحي را در نظر داشته باشيد. دو بعد مهم در طراحي ارتفاع سطح ميزكار، ارتفاع ركبي و بلندي كفل – ركبي است. در هنگام نشستن پاهاي اپراتور نبايستي آويزان باشد بلكه پاهاي وي بايد زمين را لمس كند. براي چنين حالتي بايد از صندلي قابل تنظيم استفاده شود ودر ارتفاعي برابر با صدك پنجم ارتفاع ركبي تنظيم شود. بلندي كفل – ركبي صندلي بايد برابر با صدك پنجم اين بعد در جمعيت استفاده كننده در نظر گرفته شود زيرا اگر بلندي آن بيشتر از ميزان ياد شده باشد، اپراتور ريز نقش قادر نخواهد بود كه در هنگام استفاده از صندلي
كمر خود را به گونه مناسبي به پشتي تكيه دهد. در زير ميزكار نيز بايد فضايي وجود داشته باشد تا اپراتور بتواند
براحتي پاي خود را جابجا كند و دچار مشكل نشود.

ايستگاه هاي كاري

با توجه به تناسب كاري به طور كلي سه وضعيت در هنگام كار وجود دارد:
١ نشسته ٢ ايستاده ٣ نشسته ايستاده
كار در وضعيت نشسته
در وضعيت نشسته بسته به نوع صندلي و فعاليت طبعًا انرژي كمتري نسبت به حالت ايستاده مصرف خواهد شد و ما هميشه سعي مي كنيم كه مشاغل ايستاده را به نيمه نشسته و نشسته تبديل كنيم. در حالت نشسته تعداد عضلات درگير حفظ تعادل بدن كاهش مي يابد از طرف ديگر سطح اتكاء بدن با صندلي افزايش يافته، تمركز قواء و ميدان ديد نيز
در وضعيت نشسته در حفظ تعادل بدن اهميت دارد.

حداكثر سرعت در كار دستي هنگامي است كه دستها در جلوي بدن و بازوها در طرفين و با زاويه مناسب قرار گيرند. از آنجايي كه ممكن است كار به صورت دقيق دو دستي
صورت بگيرد. ارتفاع سطح ميز كار بايد به گونه اي باشد كه فاصله مناسب بينايي رعايت گردد يعني ارتفاع كار آن قدر بالا بيايد تا در حالتي كه بدن در وضعيت طبيعي قرار گرفته، فرد بتواند به راحتي شيء مورد نظر را ببيند و در زماني كه انجام كار نياز به نيروي بزرگي داشته و حركات جنبي كار زياد باشد، پائين بودن سطح كار الزامي است .
ارتفاع ميز بين ۷۴ تا ۷۸ سانتي متر باعث مي شود كه افراد با استفاده از يك صندلي قابل تنظيم و زير پائي مناسب، شرايط قابل تطبيقي را براي خود فراهم آورد.
مزاياي كار نشسته :
١ حذف وزن پا
٢ اجتناب از وضعيتهاي غيرطبيعي بدن
٣ كاهش صرف انرژي
٤ كاهش اعمال فشار بر روي سيستم گردش خون
ارتفاع كار در حالت ايستاده
ارتفاع كار اهميت ويژه اي در طراحي محيط دارد چنانچه كار بلند باشد دست براي جبران اين وضعيت بالا قرار مي گيرد كه اين خود باعث درد ناحيه گردن و شانه ها خواهد شد. پائين بردن ارتفاع ميز باعث بهم خوردن وضعيت تعادلي فرد، خم شدن فرد و نهايتًا كمر درد مي شود بنابراين بايد ارتفاع كار به گونه اي متناسب با ارتفاع بدن شخص طراحي شود.
در كار ايستاده بايستي توجه شود كه آزادي حركت كافي براي پاها وجود داشته باشد و اين امر حتي براي زانوها و نوك پاها نيز صادق است. اصو ً لا براي پاها هنگام كار بصورت ايستاده هيچ گونه وظيفه اي مانند فشاردادن و …
نبايستي در نظر گرفته شود زيرا فشار زيادي به پاها وارد خواهد شد كه خستگي و فرسودگي زودرس و واريس و عوارض ديگر را بدنبال خواهد داشت.
بهترين ارتفاع براي انجام كار در حالت ايستاده در فاصله ۵۰ تا ۱۰۰ ميلي متري زير ارتفاع آرنج مي باشد، متوسط ارتفاع آرنج (فاصله آرنج از زمين در حالتي كه بازو به زمين عمود بوده و آرنج خم شده است )، ۱۰۵۰ ميلي متر ٩٥٠ ميلي متر براي مردها و ۸۸۰ تا ۹۳۰ ميلي – براي مردان و ۹۸۰ ميلي متر براي زنان مي باشد. بنابراين گستره ١٠٠٠ متر براي زنان پيشنهاد شده است. علاوه بر ابعاد آنتروپومتريكي به طبيعت كار نيز مي توان توجه داشت، توصيه هايگراندجان ( ١٩٨١ ) در مورد ارتفاع سطح انجام كار به قرار زير است:
١ در كارهاي ظريف و حساس مي توان از يك نگهدارنده آرنج (حايل) براي كاهش بار استاتيك بر روي عضلاتكمك گرفت تا دردهاي پشت به حداقل برسد. دركار سبك ارتفاع مناسب كار در حدود ۵۰ تا ۱۰۰ ميلي متر بالاي آرنج مي باشد.
٢ در كارهاي دستي سبك فرد نياز به فضايي براي در دست گرفتن و جابجا كردن ابزار، مواد و ظروف مختلف در اطراف خود دارد كه در اين حالت بهتر است ارتفاع كار ۵۰ تا ۱۰۰ ميلي متر پائينتر از آرنج باشد.
٣ اگر در كار ايستاده نياز به نيروي بدني زيادي باشد، (كارهاي سنگين) ارتفاع ۱۵۰ تا ۴۰۰ ميلي متر پائين تر از ارتفاع پيشنهاد مي گردد.
وضعيت ايستاده استاندارد
فرد به طور مستقيم و كشيده ايستاده است. خود را تا حداكثر ارتفاع بدن بالا مي كشد و مستقيم به طرف جلو نگاه مي كند. در اين حالت شانه ها آزاد است و دستها در كنار بدن آويزانند در اين وضعيت فرد بايد از ديوار يا سطح اندازه گيري فاصله داشته باشد و به آن تكيه نكند. البته نشستن طولاني باعث شل شدن عضلات شكمي و كج شدن ستون مهره ها مي شود كه اين امر براي ارگانهاي تنفسي و گوارشي بسيار بد خواهد بود .

مشكل اصلي در حالت نشستن ستون مهره ها مي باشد يعني بيشترين مشكل در كار نشسته مربوط به ستون مهره ها و عضلات پشتي است كه در بسياري از وضعيت هاي نشسته راحت نيستند و به طرق مختلف دچار استرس و فشار مي گردند.
وضعيت نشسته استاندارد
فردي به طور مستقيم و كشيده بر روي يك سطح افقي نشسته، بدن خود را تا حداكثر ارتفاع بالا مي كشد و مستقيم به طرف جلو نگاه مي كند (يا سر او طوري جهت داده شده كه صفحه به طور افقي قرار گرفته ) شانه در وضعيت آزاد است بازوها به طور عمودي آويزان و ساعد در حالت افقي قرار مي گيرند (زاويه ساعد و بازو ٩٠ درجه است )
ارتفاع سطح نشيمنگاه طوري تنظيم مي شود (يا تكيه گاههايي در زير پاي فرد قرار داده مي شود) كه رانها در حالت افقي و ساقها به طور عمودي قرار گيرند.
كار در وضعيت ايستاده
در شغل هايي كه كار به صورت ايستاده انجام مي گيرد، ارتفاع قلب از زمين نقش مهمي در بازگشت خون به قلب خواهد داشت در نتيجه خستگي زودرس در اندام تحتاني بروز خواهد كرد و تاثير بسزايي در وقت و راندمان كار خواهد داشت. تعداد ضربان قلب رابطه نزديكي با تعداد تنفس در دقيقه دارد. در حالتي كه شخص ايستاده كار ميكند اگر ارتفاع ميز بيش از حد كوتاه باشد و فرد خم شود، علا وه بر مصرف انرژي زياد براي كنترل بدن اين وضعيت باعث لطمه زدن به حجم اكسيژن شده و در نتيجه خستگي زودرس، عدم دقت در كار و ضايعات اسكلتي
به همراه دارد.
طراحي ايستگاههاي كاري در وضعيت نشسته
مطالعات انجام شده نشان مي دهد كه در كارهاي دستي، سرعت حداكثر براي انجام كار هنگامي است كه دستها در جلوي بدن و بازوها در طرفين و با زاويه مناسب قرار بگيرند. اين امر بعنوان يك اصل مهم در طراحي ايستگاههاي كاري نشسته مورد استفاده قرار مي گيرد. از آنجائي كه ممكن است كار به صورت دستي و دقيق يا ظريف صورت بگيرد بايد ارتفاع كار بگونه اي باشد كه فاصله مناسب بينائي رعايت شده باشد ، يعني ارتفاع سطح كار آنقدر افزايش يابد كه فرد در وضعيت طبيعي قرار گرفته براحتي شيء مورد نظر خود را ببيند و برعكس. در زمانيكه براي انجام كار به نيروي بزرگي نياز باشد و يا كارهاي جنبي زياد باشد، سطح كار بايد پائين تر قرار بگيرد.
البته پائين آوردن ميز، قرارگيري زانو را در زير آن مشكل مي كند كه اين خود فاكتوري محدود كننده خواهد بود.
ارتفاع ميز در اين حالت براي مردان و زنان به شرح زير است:
59 = مردان cm+ 5 cm ( 64 = (پاشنه كفش cm + 4 cm ( 68 = (ضخامت سطح ميزكار cm
54 = زنان cm + 7 cm ( 61 = (پاشنه كفش cm + 4 cm = 65 cm
طراحي ايستگاه كار در وضعيت نشسته و ايستاده
از نظر فيزيولوژيكي و ارتوپدي محيط كاري كه به كارگر اجازه بلند شدن و نشستن را بدهد بسيار مناسب است . ايستادن و نشستن بروي عضلات مختلف استرس هاي گوناگون ر ا اعمال مي كند . از اين رو كار متنوع و تغيير وضعيت ايستاده به نشسته و بالعكس باعث رفع خستگي و بهتر رسيدن مواد مغذي به ديسك هاي بين مهره اي خواهد شد.
طراحي صندلي و ميزكار براساس اطلاعات آنتروپومتري
بايد موارد زير را در اين طراحي مدنظر قرار داد:
١٦٧ باشد. -١٥٩ cm ١- ارتفاع چشم در حالت ايستاده بايد بين
١١٠ باشد. -٩٧ cm ٢- ارتفاع آرنج در حالت ايستاده بايد بين
٩٤ باشد. -٨٨ cm ٣- طول بازو در حالت ايستاده بايد بين
با توجه به آنتروپومتري هاي بعمل آمده از كاركنان ، براي افرادي که پشت ميز و صندلي(کاربران کامپیوتر) مي نشينند ، ميز كار و صندلي به صورت زير طراحي مي شود :
طراحي در دو حالت انجام مي گيرد :
الف) ميز كار و صندلي هر دو قابل تنظيم باشند :
در اين حالت موارديكه بايد محاسبه گردند عبارتند از : ارتفاع صندلي ، ارتفاع سطح داخلي ميز و ارتفاع سطح خارجي ميز .
۱- ارتفاع صندلي :
۲ + صدك پنجم ارتفاع ركبي = حداقل ارتفاع صندلي /۵
۴۴ = حداقل ارتفاع صندلي /۳ + ۲/۵ = ۴۶/۸ cm
۲ + صدك نود و پنجم ارتفاع ركبي = حداكثر ارتفاع صندلي /۵
۵۱ = حداكثر ارتفاع صندلي /۸۷+ ۲/۵ = ۵۴/۳۷
بنابراين محدوده قابل تنظيم اين صندلي مي بايست حدود ۱۰ سانتيمتر باشد .
۲- ارتفاع سطح داخلي ميز :
در اين مورد نيز در دو محدوده حداقل و حداكثر محاسبه مي شود .
حداقل ضخامت ران + حداقل ارتفاع صندلي (صدك پنجم) = حداقل ارتفاع سطح داخلي ميز
۴۶ = حداقل ارتفاع سطح داخلي ميز /۸ + ۱۰/۰۷ = ۵۶/۸۷
حداكثر ضخامت ران + حداكثر ارتفاع صندلي = حداكثر ارتفاع سطح داخلي ميز
۵۴ = حداكثر ارتفاع سطح داخلي ميز /۳۷ + ۱۷/۵ = ۷۱/۸۷
۳- ارتفاع سطح خارجي ميز :
در اين مورد نيز حداقل و حداكثر محاسبه مي شود .
۵ – حداقل ارتفاع آرنج نشسته (صدك پنجم) = حداقل ارتفاع سطح خارجي ميز
۴۶ = حداقل ارتفاع سطح خارجي ميز /۸ + ۲۲/۹ – ۵ = ۶۴/۷
۵ – حداكثر ارتفاع آرنج نشسته + حداكثر ارتفاع صندلي = حداكثر ارتفاع سطح خارجي ميز
۵۴ = حداكثر ارتفاع سطح خارجي ميز /۳۷ + ۲۸/۶ – ۵ = ۷۷/۹۷
بنابراين مشخص مي شود كه اين ميز مي بايست به ارتفاع تقريبي ۱۳ سانتيمتر قابليت تنظيم داشته باشد .
ب) ميز كار ثابت و صندلي قابل تنظيم باشد :
در اين حالت ، محاسبات حداقل و حداكثر تنها براي صندلي انجام مي پذيرد . موارد مورد محاسبه در اين حالت شامل فضاي مورد نياز رانها ، ارتفاع سطح داخلي ميز و ارتفاع صندلي مي باشد . قبل از انجام محاسبات ، لازم است كه حداكثر ارتفاع سطح داخلي ميز در اين حالت برابر با حداكثر ارتفاع سطح
۷۱ مي باشد .

/ داخلي ميز در حالتي است كه ميز هم قابل تنظيم باشد ، يعني برابر با ۸۷ حداكثر ارتفاع سطح خارجي ميز نيز از رابطه زير به دست مي آيد :
۲ + حداكثر ارتفاع سطح داخلي ميز = حداكثر ارتفاع سطح خارجي ميز /۵
۷۱ = حداكثر ارتفاع سطح خارجي ميز /۸۷ + ۲/۵ = ۷۴/۳۷
فضاي مورد نياز رانها :
۲ – حداكثر ارتفاع سطح داخلي ميز = حداكثر فضاي مورد نياز رانها / حداقل ضخامت ران – حداقل ارتفاع ركبي – ۵
۷۱ = حداكثر فضاي مورد نياز رانها /۸۷ – ۲/۵ – ۴۴/۳ – ۱۰/۰۷ = ۱۵
۲ – ارتفاع سطح داخلي ميز = حداقل فضاي مورد نياز رانها / حداكثر ضخامت ران – حداكثر ارتفاع ركبي – ۵
۷۱ = حداقل فضاي مورد نياز رانها /۸۷ – ۲/۵ – ۵۱/۸۷ – ۱۷/۵ = ۰

محاسبه ارتفاع صندلي:
۲ + حداقل ارتفاع ركبي = حداقل ارتفاع صندلي / حداقل فضاي مورد نياز رانها + ۵
۴۴ = حداقل ارتفاع صندلي /۳ + ۲/۵ + ۰ = ۴۶/۸
۲ + حداكثر ارتفاع ركبي = حداكثر ارتفاع صندلي / حداكثر فضاي مورد نياز رانها + ۵
۵۱ = حداكثر ارتفاع صندلي /۸۷ + ۲/۵ + ۱۵ = ۶۹/۳۷
۲۲ تعيين مي گردد . / بنابراين محدوده قابل تنظيم صندلي ۵۷
طراحي ميزكار در حالت ايستاده :
براي اين منظور به متغيرهاي ارتفاع آرنج در حالت ايستاده ، نوع كار ( سبك ، سنگين ، متوسط ) ، ارتفاع پاشنه كفش و ارتفاع زير پايي نياز مي باشد .
براساس متغيرهاي فوق و اندازه گيريهاي انجام شده ، طراحي ميز كار در حالت ايستاده به صورت زير مي باشد :
ارتفاع زيرپايي + ارتفاع پاشنه كفش + حداكثر ارتفاع ارنج ايستاده = حداكثر ارتفاع ميز كار
۱۲۲ = حداكثر ارتفاع ميز كار /۳ + ۲/۵ + ۱۵ = ۱۳۹/۸
ارتفاع زيرپايي + ارتفاع پاشنه كفش + حداقل ارتفاع آرنج = حداقل ارتفاع ميز كار
۱۰۱ = حداكثر ارتفاع ميز كار /۳ + ۲/۵ + ۱۵ = ۱۱۸/۸
لازم به ذكر است محاسبات فوق بدون درنظر گرفتن نوع كار انجام گرفته است .

اصول مهم در طراحي صندلي هاي اداري
١- صندلي اداري بايد هم با مشاغل اداري قديمي و هم با تكنولوژيهاي اطلاع رساني جديد بخصوص پايانه هاي سازگار باشند. (Visual Display Terminal) VDT كامپيوتري
٢- اين صندليها بايد براي وضعيتهاي رو به جلو و رو به عقب قابل استفاده باشد.
٣- پشتي بايد به هر زاويه اي، قابل تغيير بوده و به وضعيت دلخواه در آيد.
٤- ارتفاع پشتي بين ۴۸۰ تا ۵۲۰ ميلي متر بالاي كف صندلي مناسب بوده و قسمتهاي بالاي پشتي بايد كمي مقعر باشد بهتر است عرض پشتي ۳۲۰ تا ۳۶۰ ميلي متر بوده و براي افزايش بازدهي آنها در تمام صفحات افقي به شعاع ۴۰ تا ۵۰ ميلي متر مقعر باشد.
٥- روي پشتي بايد از بالشتك مناسب كمري استفاده گردد بطوريكه مهره كمري سوم تا خاجي پوشانده شود مث ً لا ارتفاع ۱۰۰ تا ۲۰۰ ميلي متر بالاي پائين ترين سطح نشيمنگاه مناسب مي باشد.
٦- سطح نشيمنگاه بايد ۴۰۰ تا ۴۵۰ ميلي متر عرض داشته و از جلو تا عقب ۳۸۰ تا ۴۲۰ ميلي متر طول داشته باشد . ٤ درجه) از ليز خوردن باسن جلوگيري مي كند و – يك تورفتگي جزئي در كفه بهمراه لبه رو به بالا (زاويه حدود ٦ يك بالتشك سبك ٢ سانتي متري نيز كه غير قابل نفوذ بوده و از ليز خوردن و عرق جلوگيري مي كند استفاده شود.
٧- استفاده از زيرپائي براي جلوگيري از آويزان ماندن پاي افراد كوتاه قد بسيار مهم هستند.
٨- صندلي اداري بايد تمامي نيازهاي محيط كاري جديد را برآورد نمايد. اين صندليها بايد ارتفاعي قابل تنظيم در حدود ۳۸۰ تا ۵۴۰ ميلي متر داشته، داراي مفصل گردان در ناحيه زير كفه بوده و لبه جلوئي آن گرد باشد، پنج پايه بوده و براحتي توسط فرد تنظيم گردد. در مجموع اين صندليها به گونه اي باشند كه فرد بتواند هر چند وقت يكبار به قسمت عقب تكيه داده و يا به جلو متمايل گردد.

متولد آذر 1369. کارشناس بهداشت حرفه ای ناپیوسته از دانشگاه کرمانشاه می باشم. باتوجه به پراکندگی موضوعات تصمیم به راه اندازی این سایت گرفته ام و در این راستا به یاری همه مهندسین نیازمندم. انشا... بتونیم به کمک همه، سایت پر محتوایی برای همکاران داشته باشیم.
با عضویت در خبرنامه ایمیلی جدیدترین مطالب را در ایمیل تان دریافت کنید. اعضاء خبرنامه و صفحات اجتماعی ACGIH از امکانات ویژه ای برخوردار خواهند شد !!! تعداد افراد فیدبرنر
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

معادله را حل کنید *